در جستجوی من

شناخت خود یکی ازمهمترین عوامل موفقیته، خودمونو بشناسیم..

چیزی به نام عشق!

  • ۱۱:۱۲

به ترمینال که رسیدم بعد رد کردن انبوه راننده هایی که بهت پیشنهاد تاکسی با آدرسای مختلف میدن رفتم جای همیشگی ایستادم،اطراف رو نگاه کردم کمی اونطرفتر هم رفتم..

نکنه یجای دیگه پارک کرده باشن..!

زنگ زدم

بعد چندثانیه گوش دادن به آهنگ پیشوازش که حاکی از دلتنگیش برای کربلا وزیارت حضرت ابوالفضل بود،باصدای خواب آلود گفت بله؟

گفتم کجایین؟؟  جواب داد:کجایی الان؟ رسیدی؟ پس چرا خبر ندادی! بعد گفت من بیام یه ربع یا نیم ساعتی طول میکشه یه تاکسی بگیر باهمون بیا...

در طول مسیر باخودم فکر کردم بعد سه بار اومدن ورفتنم دیگه حتما به نبودم عادت کردن،مثل قبل چندان منتظرم نیستن...

ولی من که خیلی دلم میخواستشون...

رسیدم فک کنم سه باری بغلشون کردم!

کمی حرف زدیم

بابام پاشد وضو گرفت..

یخورده بعد برادرم از بابام پرسید، بابا چیکار میکنی الان که اذان صبح نگفته

گفت: نماز شکر میخونم!

یادم افتاد دفعات قبل هم اینکارو کرده بود...

همچین پدری بعید نیس عشقش به دخترش کم شده باشه؟!

غیرممکنه...

دوستت دارم پدرم..   دوستت دارم مادرم..

۹۷/۹/۲۸

  • ۵۸
هیوا جعفری
چه رابطه ی خوبی... تجربه ش رو نداشتم برام جالبه
من هم اینطوری بودم..قبل رفتنم متاسفانه نمیدیدمشون.فکرمیکردم نمیبینن منو!!رابطه جالبی نبود
اما الان همه سعیمو میکنم بهترشه همه چی
همه چیرو خوب ببینم..
یه تغییر بزرگ تو زندگی!!
یه بنده خدا
ادمی زاد تا وقتی یه چیزی جلو چشش باشه نمیبیندش!
بله بعضی وقتا اینطوری میشه..حیف
آسـوکـآ آآ
پدرها عجیبا. واسه دختراشون همیشه تکن. :)
سایه شون مستدام :)
ممنون😊
Parad ox
ان شاالله همیشه حال شما و‌خونواده تون خوب باشه :) 

ممنونم از دعاتون :) ان شاالله برای شما هم همینطور باشه😊
جناب قدح
سلام :)
خدا حفظشون کنه ان شاءالله
سلام
ممنونم..خداشمارم حفظ کنه
00:00 :.
خداحفظشون کنه :)
مرسی🙏🙏
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan